« July 2006 | Main | September 2006 »

August 2006 Archives

یادداشتهای پراکنده را با گوگل ساماندهی کنید

همه ی ما که از اینترنت و کامپیوتر برای ساعات طولانی و مصارف گوناگون استفاده میکنیم، همیشه احتیاج داریم یه سری یادداشتهای کوتاه، لینک یا نوشته و توضیحاتی بعضا چند کلمه ای یا چندخطی رو در جایی یادداشت یا کپی کنیم. از تکه های کاغذهای دم دستمون استفاده میکنیم، گاهی اوقات صفحات و لینکهای اینترنتی رو بطور نامنظم نشانه میزاریم (بوک مارک میکنیم)، حتی گاهی - مثل خود من - از یه فایل متنی، روی دسکتاپ برای کپی کردن و نگهداری نت ها استفاده میکنیم. و همیشه از بی نظم بودن و از همه مهمتر غیر قابل دسترس بودن این یاددشتها در زمانهای دیگه و در جاهای دیگه و عدم جستجوی آسان اونها شکایت داریم.

Google Notebook

اگر شما هم واقعا این مشکلات رو دارید، یکی از جدیدترین محصولات آزمایشگاهی گوگل رو بهتون معرفی میکنم که کمتر کسی رو دیدم که ازش باخبر باشه و استفاده بکنه. سرویس Google Notebook این امکان رو میده که در زمانی که مشغول مرور سایتهای اینترنتی هستید و پشت کامپیوتر کار میکنید، یادداشتهای خودتون رو بطور آن لاین در اونجا ذخیره کنید. کافیه که در این سرویس گوگل عضو بشید، از این به بعد میتونید نوشته ها و نت های خودتون رو از همه جا و بدون وابستگی مستقیم به کامپیوتر شخصی خودتون در اختیار داشته باشید. میتونید این نت ها رو جستجو کنید، میتونید حتی اونها رو برای افراد دیگه با اشتراک بذارید و از همه جا اونو کم و زیاد کنید.
امکانات این سرویس زمانی بینهایت براتون لذتبخش میشه که از مرورگر اینترنتی فایرفاکس هم برای گشت و گذارهای اینترنتیتون استفاده بکنید. در این صورت میتونید اکستنشن مربوط به این سرویس رو هم روی فایرفاکس نصب کنید که دیگه به راحترین روش ممکنه به نتهاتون دسترسی دارید، به اونها اضافه میکنید و بدون اینکه حتی صفحه ای که توش کار میکنید رو ترک کنید، یادداشتها رو مرور کنید.
یکی از امکانات جالب این سرویس بعد از نصب اکستنشن فایرفاکس اینه که با های لایت کردن متنها - حتی بدون کپی کردن - میتونید متن مورد نظر رو به گوگل نوت بوک آن لاین خودتون منتقل کنید.

زندگی در جامعه ای با بازه ی خطر بالا

امروز نوشته ی جالب بهزاد بلور رو در وبلاگ روز هفتم میخوندم، یه سری حقایق جالب، خنده دار و نهایتا تلخ به نظرم رسید. در یک جمله میتونم بگم که تو مملکت ایران، واقعا هر چیزی ممکنه یکدفعه اتفاق بیوفته و هیچ فرد و سازمان و ارگان و انسانی هم، نه مسئولیتش رو قبول میکنه و نه اصولا از طریقش چیزی قابل پیگیری است...

در ایران هر چیزی که بگی از هر کسی بر میاد و یک شبه میتونه هر تحول - بعضا وحشتناک و بزرگی - توی زندگیت بیوفته! بقول یکی از دوستان که به تازگی از ایران برگشته؛ تعریف میکرد که توی خیابون و پارکها و جاهای مختلف تهران که میرفته، با خونواده و دوستان، خلاصه از همه چیز فیلم و عکس میگرفته برای یادگاری و روزهای دلتنگی... تا اینکه یه دفعه یه بابایی با تیپ و قیافه ی خیلی معمولی میاد بهش گیر میده و کار به اونجا میرسه که ایشون یه نصف روز رو توی بازداشت میگذرونه.

جالبیه گفته های این دوست این بود که میگفت توی ایران، تو باید انتظار هر چیزی (با بازه ی صفر تا بینهایت بد) رو داشته باشی و به هر دلیلی میتونه توی کاری که میکنی و مسیری که میری فضولی بشه. به هر دلیلی هر کسی میتونه هر کاری که میخواد بکنه و جالبتر اینکه اول میگیرنت، میبرنت و میزننت و بعدش تازه بعد از نصف روز بازداشت، میان باهات صحبت میکنن و تفهیم اتهام میشی و اینا... و در نهایت مثل این دوست ما، تازه متوجه میشن که اشتباه شده و قضیه اونجور هم که فکر میکردن نیست.

واقعا چه تعداد آدم دور و برتون میشناسید که همینجوری کشکی کشکی وقت و آبرو و مالشون (شایدم جوونشون) هدر رفته و دریغ از یه کسی که جوابگو باشه یا راه و مسیری که بشه پیگیری کرد و به نتیجه رسید. شاید واقعا این موضوع یکی از ابتداعی ترین و بزرگترین تفاوتهای یه جامعه ی مدرن و دموکرات، با جامعه و سیستم فرهنگی و حکومتی بسته و غیر دموکرات ایران باشه. نمونه ی کاملا به روز و قابل استنادش همین داستان مرگ مشکوک اکبر محمدی و شاید داستان زندگی احمد باطبی ها و مجتبی سمیعی نژاد های دیگه ست. واقعا نمیدونم تا کی قراره از این جور اتفاقا توی اون مملکت بیوفته!

تکمیل: ساکت نمانید... الان دیدم که هاله ی عزیز – مثل همیشه – داره در موضوع مرتبط با اکبر محمدی و زندانیان دیگه اطلاع رسانی میکنه. برای اطلاعات بیشتر از اینجا شروع کنید.

چندتا نکته ی کاربردی

به تجربه بهم ثابت شده که:

- با مزنه کردن بلیط هواپیما بطور آن لاین در سایتهای مختلف و بعد تصمیم برای خرید از طریق شرکت هواپیمایی و آژانسهای مختلف، در هزینه ی بلیط و سرویسهای جانبی همیشه صرفه جویی میکنید. نمونه ی زنده!
- برای جلوگیری از بهم چسبیدن اسپاگتی، موقعی که داره سر گاز توی آب جوش قل قل (غل غل ؟!) میزنه، روغن زیتون بهش اضافه کنید. همین امشب تست شد و جواب داد!
- برای اینکه مثل امشب من، زیاد غذا نخورید، قاشق یا چنگال رو موقع غذا خوردن در دست چپ (یا اصولا دست مخالف حالت همیشگی) بگیرید. اینجوری سرعت غذا خوردنتون کم میشه!

بلیط هواپیما، دقیقه ی نودی، نصف قیمت، باورنکردنی

اگر در آمریکا، کانادا یا حتی اروپا زندگی میکنید و یا بطور کلی دنبال بلیطهای تخفیف دار دقیقه ی نودی هواپیما برای پرواز به اقصی نقاط جهان هستید، به این سایت مراجعه کنید. قیمتها و سرویسهای باور نکردنی!

حتما در موردش تو روزهای آینده بیشتر خواهم نوشت!


There are Last Minute Getaways, a quick weekend escapes to great destinations in USA, Canada and Europe at low rates.

Explore a new city, climb a mountain, or bum on the beach with all "Last-Minute Aireline Tickets" ; The perfect antidote for the common weekend! Click here for more info...

تابستان کوتاه اما شیرین کانادایی

امروز به یه نکته ی جالب توجه میکردم و اون هم اینه که توی این کشور پهناور، که تقریبا دو سوم سال سرد و یخبندونه، در فصل تابستان (که بسیار هم کوتاه و زودگذر هست) بسیار موقعیتهای مناسبی برای استفاده از طبیعت زیبای این کشور پیش میاره و عملا کار رو به جایی میرسونه که همه ی مردم سعی میکنن به شکلی از این موقعیت استفاده کنند و یه جورایی حتی شده چند روز از زندگی روزمره مرخصی بگیرن و به گردش و سفر برن.

Canadian vacation during summer is one of those best ideas to make the best out of the great summer weather of Canada
نکته ی جالبی که برام پیش اومد، اینجا بود که طی یک ماه گذشته با یک کمپانی در استان آلبرتای کانادا برای یه موقعیت کاری احتمالی در ارتباط بودم که شخص موردنظر من که یه خانم کانادایی الاصل هست، برای مدت دو هفته در مرخصی به سر میبرد و کلا همه ی نامه ها و پیگیریهای من، یک جواب کوتاه ایمیلی Out of Office داشت. تا اینکه ایشون هفته ی پیش تشریف آوردن و خیلی محترمانه تماسهای منو جواب داد و در نهایت منو به یه دپارتمان دیگه از کمپانیشون ارجاع داد. از اون جا که این شرکت یه موسسه بسیار بزرگ و صاحب نام در زمینه انرژی در کاناداست، ترجیح دادم که با شخص بعدی نیز مستقیما در ارتباط باشم تا موقعیت خودم رو بهتر مشخص کنم. خلاصه دنبال این دوست عزیزمون بودم تا اینکه از ایشون هم یه نامه ی Out of Office گرفتم که انگار اینبار ایشون به یه سفر کوتاهی تشریف بردند و بعد از برگشتنشون درخواست من رو پیگیری میکنند.

برام خیلی جالب بود که این کاناداییها چقدر سعی میکنند از این فصل زیبا و خوش آب و هوای سال استفاده ی بهینه کنند و چقدر هم این موضوع براشون مهمه که از کار و خیلی چیزهای دیگشون میزنند. و بنظر من خیلی کار بجا و خوبی رو هم انجام میدن.

دیگه نا امید شدم

دیشب فیلم مکس رو دیدم، با وجود همه ی خنده ها و به به و چه چه های دوستان و آشنایان، فقط متاسف شدم! میخوام اعتراف کنم که شاید در طی دو سال گذشته، با وجود اینکه از ایران خارج بودم، اما به برکت وجود وب سایتهای متعدد اینترنتی، تقریبا همه ی فیلمهای سینمایی و بعضا سریالهای داخل ایران را دنبال کردم. به جرات میتونم بگم که جز در 2 یا 3 مورد، تنها کیفیت پایین تولید چه به لحاظ موضوع و داستان و چه به لحاظهای دیگه بوده که جلب توجه میکرده. من نمیدونم چرا همه جای دنیا، مرتبا در حال پیشرفتند، اما مملکت ما داره روز به روز دنده عقبی میره!

آیا هنوز هم میشه انتظار بهبود داشت؟ واقعا توی اون مملکت داره چی میگذره؟ گاهی به این فکر میکنم که شاید اگر دوباره فرصتی بشه که به ایران برگردم، بتونم مسیر قبلی رو با یه زندگی موفق تر همراه کنم. اما مثل همیشه اینها همش خوابه، این روزها فکر میکنم که دیگه باید بیخیال همه ی این حرف و حدیث ها بشم. کم کم فقط به این داستانها که بعضا بین بعضی از دوستان پیش میاد که آره باید ساخت و آباد کرد و برگشت و از این حرفها، آهسته میخندم!

امروز این خبر رو در سایت رسمی وزارتخنونه ی ارتباطات و فناوری خوندم: شبکه فیبرنوری کشور به طور متوسط هر دو روز یک‌بار قطع می‌شود. بقیشو خودتون اینجا بخونید و فقط متاسف بشید!

واقعا یکی بیاد بگه که تو اون مملکت چه خبره! اصلا داره چه اتفاقی میوفته؟ داره کدوم طرفی میره؟ تکلیف ما چیه واقعا؟ مملکتمونو باید فراموش کنیم؟! یاد هر چی میتوفتم و هر جایی که سر میزنم فقط تاسف میخورم! دیگه رسما از ایران ناامید شدم!

دنیای مجازی

تا حالا برام خیلی پیش اومده که در حال خوندن مجله یا روزنامه هستم و یکدفعه برای پیدا کردن چیزی در صفحات، آرزو میکنم که ای کاش میشد از Ctrl+F کمک گرفت.

بنظرم این یه جور اعتیاد از نوع مدرنشه!