« خیلی زیاد دقت کنید | Main > | احساس خوب »

خروج از کشور

متاسفانه همینطوره! اما فقط باید یه چیز رو دونست (اینو برای اون دوستانی میگم که میخوان جلای وطن کنند). یه نکته ای رو هیچ وقت فراموش نباید کرد: ورود به یه دنیای جدید دقیقا مثل یک چاقو میمونه. از یه طرف بسیار برنده (با تشدید بخوانید) و خطرناکه و از طرفی بسیار کاربردی و مفید... در این مسیر تحول، شما خیلی چیزها رو بدست میاری، اما خیلی چیزای دیگه رو هم از دست میدی!

خروج از کشور میتونه خیلی آزادیها و قید و بندهای بیخودی رو از جلوی پا برداره. اما مسائل و مشکلات دیگه ای جلوی پاتون قرار میده که اگر در تصمیم گیری و انتخاب راه، صحیح عمل نکرده باشید، نه تنها تاثیر مثبت نمیذاره، بلکه خیلی هم مخرب هستش. به عبارت عامیانه تر، شما از چاله در میای و میوفتی تو چاه!

باید با فکر، هدف و برنامه ریزی حرکت کرد. خروج از کشور، در بهترین شرایط شما، یه پروسه ی اقلا یک ساله هستش، باید روش کار بشه، جوانبش دیده بشه و از دید من و براساس تمامی تجربیاتم، باید در لحظاتی انجام بشه که شما در کشور موطن خودتون در اوج باشید. خیلی ها فکر میکنند که چون اینجا همه چی متعادل و منطقی بنظر میاد، پس برای همه چی برنامه هست، برای همه چی یه راه کاری هست. اما خیلی واضحه که هیچ کشوری دنبال این نیست که برای خودش بیکار و مشکل اضافی ایجاد کنه. دنیای اینور کاملا سرمایه داریه، یعنی اینا حتی اگر به شما اجزای درس و پذیرش تحصیلی یا حتی اجازه ی کار هم میدن، به جیب خودشون اول نگاه میکنند. اینها در سطح کلان، اصلا دنبال حقوق بشر و کمک به خلق الله هم نیستند...

به همه ی دوستان خودم در یک جمله میگم: اگه در ایران، هنوز وضعیت تحصیلی، سابقه ی کاری و شغلی مشخص و شرایط نسبتا مناسب زندگی ندارید، اصلا فکر خروج از کشور رو از سرتون بیرون کنید. چون فقط یه سر درد و گرفتاری جدید برای خودتون ایجاد میکنید.

خیلی ها در جواب من میگن که، خوب اگه من همه چیزم در ایران خوب باشه، پس چرا باید بزنم بیرون؟! ... کاملا درسته، هدف من از مطرح کردن این موضوع هم همینه که شما باید به یه انتخاب فکر کنی. شما قرار نیست خودتونو گول بزنید. شما میخوای بین مسیرها و برنامه های زندگی، یکی رو که از همه بهتره انتخاب کنی. همه ی مسیرها هم به موفقیت میرسه، اما شما با انتخاب دنیای اینور، عزمت رو بیشتر جزم میکنی که با صرف انرژی بالاتر، به سکوی بالاتری ارتقا پیدا کنی.

همیشه یه مثال در این مورد میزنم: شما یه فوتبالیست خیلی خوبی هستی که دیگه سن و سالی ازت گذشته، کلی بازی ملی کردی و کلی برای تیمت گل زدی. با برنامه ریزی خودت، داری آخرین بازی رو توی زمین انجام میدی، حتی یه گل هم توی اون بازی زدی و تیمت هم به لحاظ نتیجه، از حریف جلوتره. خروج از کشور مثل خداحافظی اون بازیکن از زمین میمونه. شما در اوج، انتخاب بهتر و بالاتری میکنی. میای و وارد یه مرحله ی دیگه از کارت میشی. چون قبلا موفق بودی، در مسیرهای بعدی هم، بطور روانی، هم اعتماد بنفس بالایی داری و هم اینکه با همه ی شور و اشتیاق، داری میری به جنگ چیزای بزرگترو میدونی که باید تلاش کنی تا موفق هم بشی.

Immigration and leaving Iran

خروج از کشور، تنها در شرایط خاص دیگه ای هم توصیه میشه:

- شما به لحاظ مالی بقدری تامین هستی که اون میشه برات تضمین و پشتوانه که اگه واقعا اون چیزی که میگی باشی رو، بتونی در کشور مقصد پیاده کنی. یا اصلا به هیچی فکر نکنی و فقط بیای خوش بگذرونی، اگه به چیزی رسیدی که خوبه، اگر هم نرسیدی که فدای سرت!

- یا مشکلات خاصی داری که حضورت در کشور خودت با موانع قانونی و حتی سیاسی مواجه شده. در این مواقع اصلا مهم نیست کجا میری و چیکار میکنی، مهم اینه که داری جون خودتو نجات میدی. در این شرایط هم از خودت انتظار نداری که الان پاشی بری اونجا و بهترین رو داشته باشی.

در کل، دقت کنید که من اصلا مخالف خروج از کشور نیستم. اتفاقا فکر میکنم که برای همه لازمه. این صحبتها اصلا نباید باعث بشه که به داشتن زندگی بهتر و دنبال کردن آزادی و آرامش، بی توجه باشید. اصلا هم نیاز نیست که نظر واندیشه ی خودتون رو به  من یا به کسی دیگه اثبات کنید. من فقط این حرفها رو زدم که بگم دستکم با خودتون رو راست باشید.

در این زمینه ها هر سوال ، هر عقیده و مشکلی که باشه، با کمال میل آماده ام تا بشنوم و تا جایی که در توانم باشه، آماده ام که بهتون کمک و راهنمایی کنم.