آدمها هیچ موقع تغییر نمیکنند! شاید پذیرفتن این حرف کار ساده ای نباشه و از دید شما حتی کاملا برعکس هم باشه! اما این تا اینجا براساس همه ی تجربیات من در زندگیه؛ آدمها نمیتونن عوض بشن. شاید بتونن نقش بازی کنند، شاید بتونن خودشون و اطرافیانشون رو گول بزنند، شاید بتونن خودشون رو با شرایط وفق بدند، اما عوض نمیشند.
تغییر، به عبارت من در انسانها باید به شکل کاملا خود خواسته باشه. من در صورتی میتونم یه عادت و یه طرز فکر همیشگی رو کنار بزارم، که بطور جدی و سرسخت، باهاش مبارزه ی طاقت فرسا کنم. از این جهت که عموما ما انسانها، نمیتونیم لذتها و چیزهایی که دوست داریم و بهشون عادت کردیم رو به سادگی از دست بدیم، تغییر کردن و عوض شدن، کار سختیه! احتیاج به یه انگیزه ی قوی داره. احتیاج به یه تصمیم جدی داره. احتیاج داره که شما خودت رو در وضعیتی ببینی که باید تغییرکنی. این شرایط هم خیلی ساده نیست و خیلی ساده بهش نمیشه رسید.
برای اینکه از تنشهای رفتاری بین آدمها جلوگیری کرده باشم، همیشه تو زندگیم سعی کردم که آدمهای اطرافم رو همونجور که هستند ببینم، هیچ موقع با اون چیزی که دوست دارم و توی ذهنم تجسم کردم، خو نگرفتم. در تعامل با این طرز تفکر، روزگار سختی بهم گذشته، چون مجبور بودم بجای انتظار تغییر در آدمها، خودم رو تغییر بدم.
افرادی که اطرافتون هستند رو همونجوری که هستند ببینید. سعی کنید شما برای ارتباط با اونها راهی پیدا کنید. اگر در همین حد پیش برید، هیچموقع نه از کسی دلگیر میشید و نه دلخور. محدوده ی ذهنی و عملکردی طرف مقابلتون رو میشناسید. پس در همون اندازه ازش انتظار دارید.
