یه درد دلی میخوام با خورشید خانوم، در مورد این مطلب اخیری که نوشته بکنم!
واقعا هدف از یه زندگی مشترک چیه؟ غیر اینه که بهتر و بیشتر پیشرفت کنیم؟ غیر اینه که آرامش و حمایت روانی بیشتری داشته باشیم؟ غیر اینه که یه فرقی نسبت به وقتی که تنها هستیم بکنیم؟!
حالا اگه تو یه زندگی، همه ی اینها با اشکال مواجه بشه، چه فرقی میکنه که شمای نوعی بخوای طلاق بدی یا طرف مقابلت؟ آیا فقط مهم اینه که بتونی بطور مستقل، همه چی رو از بیخ بکنی و بریزی کنار؟ و بقول معروف یکطرفه همه چی رو تموم کنی؟! یا واقعا میخوایی بسازی؟
مملکت و فرهنگ ما سراپا اشکاله! این روش، که بواسطه ی اون، یک زن، بجای مهریه، حق طلاق و مسافرت بگیره هم یه راه حل منطقی و شاید مناسب برای شرایط خاص الان و آدمهای خاص باشه!... اما آخرش چی؟!
شما که خودتون توی یه سیستم آزاد و یه جامعه ی مساوی زندگی میکنید، چرا اینو هیچموقع نمینویسید که توی اونجا هم با وجود همه ی این آزادیها و امکانات مساوی، باز ایرانیها بالاترین درصد جدایی ها و از هم پاشیدگیهای اجتماعی رو دارند. نمیخوام بگم همه ی ایرانیها اینجورین، اما این شاخصه ی واضح رو این روزها دارم بهش بیشتر توجه میکنم!
با همه ی دوستان و خوانندگانم هستم؛ چرا نمیاییم زندگی و ارتباط مناسب بین دو بعد اصلی یک جامعه ی کوچیک رو یاد بگیریم و یاد بدیم؟ آخه اگه مملکت و فرهنگ ما مردسالار بود و فشار خاصی به زنان در جامعه وارد میکرد و همه ی ما باهاش مخالف بودیم و تلاش میکردیم که تغییرش بدیم، حالا با این راه حلها که داریم عکس این موضوع رو در قالب یه داستان دیگه، بوجود میاریم. اینجوری چه فرقی میکنه؟ باز هم که شاهد خانواده های از هم پاشیده، روحیه های افسرده و ناکامی های مختلف خانوادگی هستیم! باز هم که یک بعد قضیه رو نمیبینیم!!
شاید امروز باید راه حلهایی همانند اونی که خورشید خانوم اشاره میکنه رو بهش پرداخت. اما بیاییم فارغ از این خط و خطوط های فیزیکی، یکسری تغییرات اساسی در تفکراتمون رو از شخص خودمن شروع کنیم. باور کنید، اگه تمام افرادی که الان این مطالب رو میخونن، از همین امروز تصمیم بگیرن که خودشون رو کاملترکنند، برای نسل بعدی اصلا نیازی نیست که بشینیم خط و قانون مشخص کنیم که چه کسی طلاق بده و کی طلاق بگیره! چرا باور نمیکنید که من دور و برم آدمهایی میبینم که حتی صیغه ی عقد هم بینشون جاری نشده، یدونه بچه دارند، اما هیچموقع این حرف و حدیثها بینشون نیست!
همه ی ما خوب میدونیم که سرچشمه ی تمام این ناهنجاریهای اجتماعی توی خانوادست، پس بیاییم پایه های اونو محکم کنیم. بیایید به هم احترام بزاریم. بیایید همدیگرو دوست داشته باشیم. بیایید ارتباط خوب و انسانی رو با هم تمرین کنیم.
